شبگرد بامدادی ....

خودت باش! حتی اگر کسی خوشش نیاید

 

               چارلی چاپلین می گوید؛             

 

 

آموخته ام ...

که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت

از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد


نوشته شده در 93/06/28ساعت 0:19 AM توسط ثمین| |

 

خوانده بود:

زیر باران باید رفت…

فکر میکرد:

زیر باران باید، رفت… 

 

 

نوشته شده در 92/11/01ساعت 12:12 PM توسط ثمین| |

همه رفتن ها که با پا نیست
دل که لنگ بزند
منتظر
تنهایی باش
برای
بالش ات چتری بگیر

نوشته شده در 92/11/01ساعت 12:9 PM توسط ثمین| |

 

ای وای از آن شهر که دیوانه ندارد

صد عقل به مسجد شد و خمخانه ندارد

در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد

نوشته شده در 92/11/01ساعت 12:4 PM توسط ثمین| |


خداحافظی بوق و کرنا نمی خواهد

خداحافظی دلیل

بحث

یادگاری

بوسه

نفرین

گریه

...

خداحافظی واژه نمی خواهد!

نوشته شده در 92/11/01ساعت 12:1 PM توسط ثمین| |

اولش رنج می کشی
یه خورده بیشتر یا یه خورده کمتر
بعد جدایی ها برات عادی می شن
زندگی همینه دیگه
جدایی پشت جدایی
زندگی جمع شدن نیست
جدا شدنه
“کارلوس فوئنتس “

..........................................................................

از کسانی که بدبختی دیگران را دیده
و بر حال خود شکر می‌کنند،
حالم به هم می‌خورد !
“فیودور داستایفسکی”

..............................................................

خداوند ما را برای خودش آفریده است
پس قلبمان آرام نمی گیرد
مگر وقتی که به او روی می آوریم.
“سنت آگوستین”

..........................................................

اگر از ترس نرسیدن به هدف دچار استرس شدی
بدان که هنوز هم به خودت بیشتر از خدا اعتماد داری
این یعنی
شکست

نوشته شده در 92/09/05ساعت 12:0 PM توسط ثمین| |

 

با درود به روح همه هنرمندان عزیز، این مطلب طنز تقدیم می‌شود به آنها که در مسیر هنرمند شدن و یا هنرمندنما شدن یا هنرمند دوست بودن، از هر فرصتی حتی مراسم تشییع هنرمندان نیز استفاده می‌کنند.


مواد لازم:

- عينك دودي گل درشت، يك عدد(داشتن يك عينك زاپاس هم در صورت ازدحام جمعيت و از بين رفتن اولي، كار عاقلانه‌اي است)

- شال گردن، يك عدد(رنگ شال اصولا مهم نيست، مهم پيچش آن دور گردن است بدون توجه به فصل سال)

- كلاه، يك عدد(داشتن كلاه از ضروريات است و نداشتن آن به معني نافهمي شماست!)

- همراه به مقدار لازم(توجه داشته باشيد، همراهان شما بايد تيپ شان متفاوت از شما باشد تا آنها توي چشم نباشند)

- آب معدني، دستمال كاغذي و سيگار در صورت لزوم

چگونه رفتار كنيد؟

* حواستان باشد شما اصلا نبايد اشك بريزيد، هم صورت تان خراب مي‌شود و هم زير عينك دودي معلوم نمي‌شود. اما دائم بايد قيافه آدم‌هاي متفكر را بگيريد و توي افق زل بزنيد گويا داريد با روح آن مرحوم مستقيم و فيس تو فيس گپ مي‌زنيد البته شما شنونده‌ايد و بيشتر دقت مي‌كنيد!


ادامه مطلب
نوشته شده در 92/09/03ساعت 10:44 AM توسط ثمین| |

 

 

 

 

نوشته شده در 92/09/03ساعت 10:37 AM توسط ثمین| |

دو میمون روی شاخه درختی نشسته بودند و به غروب خورشید نگاه میکردند.
یکی از دیگری پرسید: چرا هنگام غروب رنگ آسمان تغییر میکند؟
میمون دوم گفت: اگر بخواهیم همه چیز را توضیح بدهیم، مجالی برای زندگی نمی ماند. گاهی اوقات باید بدون توضیح از واقعیتی که در اطرافت میبینی، لذت ببری…
میمون اول با ناراحتی گفت: تو فقط به دنبال لذت زندگی هستی و هیچ وقت نمی خواهی واقعیتها را با منطق بیان کنی !!!
در همین حال هزار پایی از کنار آنها میگذشت…
میمون اول با دیدن هزار پا از او پرسید: هزار پا، تو چگونه این همه پا را با هماهنگی حرکت میدهی؟
هزارپا جواب داد: تا به امروز راجع به این موضوع فکر نکرده ام ؟!
میمون دوم گفت: خوب فکر کن چون این میمون راجع به همه چیز توضیح منطقی میخواهد!
هزار پا نگاهی به پاهایش کرد و خواست توضیحی بدهد:
خوب اول این پا را حرکت میدهم، نه، نه. شاید اول این یکی را. باید اول بدنم را بچرخانم …
هزار پا مدتی سعی کرد تا توضیح مناسبی برای حرکت دادن پاهایش بیان کند ولی هرچه بیشتر سعی میکرد، ناموفقتر بود.
پس با ناامیدی سعی کرد به راه خودش ادامه دهد، ولی متوجه شد که نمیتواند.
با ناراحتی گفت: ببین چه بلایی به سرم آوردی؟! آنقدر سعی کردم چگونگی حرکتم را توضیح دهم که راه رفتن یادم رفت!!!
میمون دوم به اولی گفت: میبینی؟! وقتی سعی میکنی همه چیز را توضیح دهی اینطور میشود…!
پس دوباره به غروب آفتاب خیره شد تا از آن لذت ببرد…
.
.
.

نوشته شده در 92/08/30ساعت 11:45 AM توسط ثمین| |

نوشته شده در 92/08/30ساعت 11:27 AM توسط ثمین| |

Design By : Mihantheme